متن زیر ابلاغیه (مورخ 25/2/1384) وزارت علوم در خصوص آئین نامه دکتری (مصوب 27/1/1384 ) دانشگاه بهشتی است که جالب است آنرا مطالعه نمایید.
1) تنوع بخشی به روش های احراز صلاحیت علمی برای ورود به دوره دکتری ، موضوع بند ج ماده 3 با این هدف انجام شده است که دانشگاه های مجری دوره امکان شناخت بیشتر و دقیق تر قابلیت های علمی و پژوهشی داوطلبان را داشته باشند و از این طریق بر کیفیت ورودی های دوره دکتری بیافزایند.
2) با توجه به اهمیت زبان خارجی به عنوان ابزار دسترسی به دانش جهانی احراز توانایی داوطلبان در این خصوص شرط لازم برای پذیرش دوره دکتری محسوب می شود . با این حال شیوه مورد عمل دانشگاه باید از انعطاف پذیری و ظرفیتی برخوردار باشد که مانع ورود استعداد ها به دوره نشود .
3) به منظور بهره گیری مطلوب تر از توان مندی های پذیرفته شدگان پیشنهاد می شود تعیین زمینه های پژوهشی آن عده از اعضای هیأت علمی که مایل به پذیرش دانشجوی دکتری هستند، پیش از تعیین ظرفیت و اعلام پذیرش دانشجو انجام شود تا داوطلبان با توجه به علائق خود و با آگاهی کامل به انتخاب زمینه تحقیقاتی و استاد راهنما بپردازند. با این اقدام این امکان فراهم خواهد شد که دانشجو هر چه سریع تر پژوهش خود را شروع کند و حداکثر انرژی و توان خود را در انجام این مهم به کار گیرد .
نکته حائز اهمیت در این خصوص، توجه دانشگاه های مجری دوره دکتری به تطابق هر چه بیشتر علائق پژوهشی دانشجویان با زمینه های پژوهشی تعیین شده است که این همخوانی با معرفی انتشارات استادان راهنما در زمینه مورد نظر می تواند به بهترین وجه تحقق یابد.
4) مشارکت بیش از یک استاد راهنما در مرحله تدوین رساله با توجه به تحولات روز افزون علوم ، به خصوص در حوزه های میان رشته ای ، مورد تأکید است . همچنین بر استفاده از مشاوران برجسته ، چه از بین اعضای هیأت علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و چه از بین متخصصان و صاحب نظران بخش صنعت و دیگر بخش های اقتصادی و اجتماعی در گروه هدایت کننده رساله تأکید می شود.
5) تعیین واحد های درسی دوره دکتری بین 12 تا 18 واحد درسی با هدف بهینه سازی استفاده از ظرفیت های دوره و مبتنی بر این واقعیت صورت گرفته که :
اولاً : با ارتقاء سطح دوره های کارشناسی ارشد ، عملاً اساسی ترین درس های دوره تحصیلی در یک رشته یا گرایش مشخص که می تواند به عنوان پایه و مبنای ادامه تحصیل در دوره دکتری قرار گیرد ، در آن دوره تدریس می شود و به این لحاظ داوطلب ورود به دوره دکتری از اطلاعات و دانش پایه برخوردار است.
ثانیاً : نیاز های آموزشی دانشجویان دوره دکتری با توجه به تحصیلات پایه و زمینه پژوهشی دوره با نظر استاد راهنما تعیین می شود . به این لحاظ تفاوت تعداد و نوع درس های انتخابی یک دانشجو نسبت به دیگر دانشجویان موجه می نماید . بر این اساس کاهش واحد های درسی دوره نه به مفهوم کاستن از اهمیت آموزش بلکه به مفهوم بهینه سازی برنامه درسی دوره دکتری است.
6) در خصوص دروس جبرانی بسنده کردن به حداقل ممکن توصیه می شود . این توصیه مبتنی بر این واقعیت است که دانشجویان دوره دکتری با آموزش هایی که در دوره کارشناسی ارشد دیده اند به سطحی از دانش و تجربه رسیده اند که می توانند شخصاً و با استفاده از امکانات فراگیر موجود نظیر کتب مرجع ، مجلات علمی و پایگاه های اطلاعاتی و اینترنت کمبود دانش نظری خود را در دروس جبرانی مرتفع سازند.
7) محاسبه میانگین صرفاً با توجه به نمره های قابل قبول دانشجو صورت می گیرد، به این ترتیب در صورتی که دانشجو دو نمره ردی و قبولی در یک درس داشته باشد، در عین حال که نمره ردی در کارنامه دانشجو باقی می ماند، در احتساب میانگین کل صرفاً آخرین نمره - به عنوان شاخص نهایی وضعیت دانشجو در آن درس - مبنای محاسبه قرار خواهد گرفت.
8) تعیین هر چه سریع تر زمینه موضوعی رساله دانشجوی دوره دکتری و آشنایی با منابع و مراجع مربوط با هدف فراهم ساختن زمان بیشتر تمرکز دانشجو بر موضوع پژوهش و عمق بخشیدن به آن صورت گرفته است . از این حیث افزایش بهره وری دوره های دکتری با کوتاه تر شدن زمان شروع دوره و آغاز کار پژوهشی دانشجو ملازمه خواهد داشت.
9) ارزیابی جامع به مفهوم ارزیابی قابلیت های آموزشی و پژوهشی دانشجو برای استمرار فعالیت پژوهشی باز تعریفی از آزمون جامع دوره دکتری است. این باز تعریف بر اساس تجربیات ناشی از برگزاری آزمون های جامع دوره دکتری و با هدف تنوع بخشی به آزمون جامع و تحول کیفی در روش، زمان و محتوای آن، هدف مند کردن ارزیابی ، صرفه جویی در وقت، انرژی و امکانات دانشگاه و دانشجویان، اریابی قابلیت پژوهشی دانشجو ، ارتقای کیفیت دوره و ارزیابی جهت دار درس های دوره با محوریت موضوع رساله است. بر این اساس ارزیابی جامع می تواند همزمان با بررسی موضوع رساله دانشجو انجام شود و یا به گونه ای دیگر ارزیابی طرح پیشنهادی رساله دانشجو خود به عنوان ارزیابی جامع در نظر گرفته شود.
10) آثار تحول و تغییر در مقررات دوره دکتری باید در ارتقای کیفیت و وجود نوآوری در رساله های دانشجویان بروز و ظهور یابد. در غیر این صورت می توان گفت که تحول در مقررات آموزشی به اصلی ترین هدف خود دست نیافته است. تأکید بر انتشار مقاله، ثبت اختراع و تولید دانش فنی توسط دانشجویان دکتری نیز از باب اطمینان یافتن از وجود نوآوری های پژوهشی و تضمینی بر نوآوری در رساله های دوره های دکتری است. توجه به این وجه از مسأله به خصوص با توجه به استعداد، قابلیت و ظرفیت دانشجویان دکتری می تواند امکان مشارکت آن ها را در ارتقاء جایگاه علمی کشور در منطقه و جهان فراهم سازد.
11) برای ارزیابی هر چه دقیق تر کیفیت رساله بر بهره گیری از اعضای هیأت علمی دیگر دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و صاحب نظران برون دانشگاهی به عنوان عضو هیأت داوران رساله های دانشجویی تأکید می شود.
12) تشخیص هیأت داوران مبنی بر قبول رساله در هر درجه از درجات سه گانه به مفهوم نفی اصلاحات احتمالی لازم در رساله نخواهد بود بلکه اعلام قبولی مشروط رساله به این مفهوم است که رساله پس از انجام اصلاحات مورد نظر هیأت داوران نیاز به دفاع مجدد ندارد.
13) در مواردی که به رغم تلاش و کوشش علمی و پژوهشی دانشجو در پیشبرد طرح پژوهشی، دفاع از رساله به هر دلیل در مدت مجاز تحصیل امکان پذیر نباشد ، لازم است جهت گیری کلی کمیسیون موارد خاص به مساعدت به دانشجو برای ادامه فعالیت تا نیل به نتیجه نهایی معطوف باشد . این جهت گیری به مفهوم استفاده از تمامی سرمایه گذاری های مادی و معنوی و ظرفیت های انسانی و جلوگیری از اتلاف منابع فردی و اجتماعی است. رعایت این قاعده در جریان اعمال ماده 11 آئین نامه نیز توصیه می شود.
14) در یک جمع بندی کلی می توان از توجه به سیاست عدم تمرکز با هدف پر رنگ کردن نقش گروه های آموزشی و پژوهشی در تصمیم گیری، کاهش تعداد واحد های آموزشی در جهت تقویت فراگیری دانشجویان با استفاده از امکانات محیطی و تقویت پژوهش ، تناسب تعداد و نوع واحد های آموزشی با نیاز های پژوهشی دانشجو و ارتقاء کیفی رساله ها، برجستگی بیشتر نقش استاد راهنما در هدایت دانشجو ، استفاده از استادان راهنمای مشترک، بهره گیری از صاحب نظران برون دانشگاهی ، افزایش میزان تولیدات علمی و کوتاه کردن و بهینه سازی دوره تحصیل به عنوان اساسی ترین محور های تحولی آئین نامه جدید دوره دکتری یاد کرد. البته این تحول به خصوص هنگامی منشاء آثار خواهد بود که اولاً : پذیرش دانشجوی دکتری بر اساس زمینه های پژوهش اعلام شده قبلی صورت گیرد . ثانیاً : ارزیابی جامع به عنوان ارزیابی کلی توان مندی آموزشی و پژوهشی دانشجو و نه لزوماً به عنوان آزمون مجدد دروس گذرانده دانشجو مورد توجه قرار گیرد و ثالثاً : از اعضای هیأت علمی دیگر دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و صاحب نظران برون دانشگاهی به عنوان عضو هیأت داوران و استاد مشاور استفاده شود.